آدما زود فراموش میشن.
دوریها، آدمها رو با خاطراتشون میبره.
به جایی می رسی که حتی سخته تصویر کردن چهرهاش. به یاد آوردن لبخندش. تصور کردن صداش یا یکی از حقایقی که بهت گفته.
و حتی داشتن حس مشترک از یک خاطره مشترک هم از بین میره.
البته اینا الزاماً چیزایی بدی نیستن. الآن که به گذشته نگاه میکنم فکر میکنم خیلی هم خوبن. فراموش کردن به آدم انگیزه جلو رفتن میده.
فراموش کردن آدما الزاماً میتونه بد نباشه.
#1 توسط اسميگل در نوامبر 17, 2011 - 5:57 ب.ظ.
يك ويژگي عجيب ما آدما اينه كه به خودي خود عادت داريم همه چيز رو در دو گروه خوب يا بد دسته بندي كنيم…تو دنياي من تقريبا هيچ چيز مطلق خوب يا بد وجود نداره بعضي حس ها، مفاهيم و حرف ها شايد خيلي پيچيده تر ازوني باشند كه بشه دسته بندي خوب و بد رو براشون انتخاب كرد…فراموش كردن بستگي به اين كه فراموشي چي باشه به گمانم نشه بش گفت خوب يا بد…ولي كلا فراموشي آدم ها نه خوب هس نه بد…اين طرز نگاه ماست كه ميشه ازش يه عامل مثبت يا منفي در جهت اونجه كه در شرايط جاري به نفع يا ضرر ماست يا خوب و بد مي انگاريم تلقي كنيم…خودمم نفهميدم چي گفتم در واقعا
#2 توسط سلیمه در نوامبر 18, 2011 - 1:03 ب.ظ.
اکرم دستت درد نکنه! خیلی هم اتفاقا جالب بود.
این اهمیت آدم ها برای ماست که در طول زمان دچار تغییر میشه. همین باعث میشه فکر کنیم فراموششون کردیم. درصورتی که شاید اینطور نبوده باشه. این وسط مسأله ای که پیش میاد، عادت کردن به نبود اون فرد یا موقعیت یا هر چیز دیگه ایه.
در کل شخصیت ما آدما یه وقتایی خودمونو هم شوکه می کنه. یه چیزایی رو از خودمون توقع نداریم؛ ولی خوب که نگاه می کنیم، می بینیمشون.
یه وقتایی هم برعکس، دوری آدما تو کوتاه مدت به آدم ثابت می کنه که برخلاف تصورش به یه آدمایی دل بستگی داشته و نمی دونسته اینقدرقضیه جدیه. این مسأله تو غربت خیلی بیشتر خودشو نشون میده.
حالا!
#3 توسط حامد در نوامبر 20, 2011 - 2:27 ب.ظ.
یه وقتایی خوبه
یه وقتایی بده
خوبیش اینه که فراموشت می کنم
بدیش اینه که فراموشت می کنم
( اینها رو یکی گفت که هنوز بهت فکر می کرد )
( پ.ن. با الهام از شعر شاملو)
#4 توسط اردشیر بهاريان در نوامبر 20, 2011 - 4:56 ب.ظ.
عالی حامد. عالی
#5 توسط حامد در نوامبر 22, 2011 - 1:57 ب.ظ.
تو یه فضایی بودم، الهام بخش شدی …
تازه بهانه شد وبلاگم رو هم به روز کنم …
#6 توسط اردشیر بهاريان در نوامبر 22, 2011 - 2:05 ب.ظ.
دیدم پست وبلاگتو نتونستم کامنت بذارم. ولی دیدمش
#7 توسط مجید در نوامبر 23, 2011 - 12:24 ق.ظ.
سلام دداش گلم. از نظر مو عمل فراموشی به خودی خودش، خیلی خوبه ها ولی باید بیبینم مفعولش چیه. همی امروز، داشتم پردازش تصویر موخواندم، هی فراموش مکردم. اعصابمان ریخته بود به هم. اصن یه وضعی… دداش گلت برات بگه که ای فراموش کردن ها همش بهانه یه. بهانه یه تا بتنم به چیزهای جدیدی که برامان پیش میه، به اندازه کافی توجه کنم و حواسمان به گذشته ها زیاد پرت نره.
از همی راه دور، دلم برات تنگ رفته.